يافاطمه الزهراء

...مردی نابینا پس از اجازه گرفتن  وارد منزل علی علیه السلام شد.پیامبر صلوات الله علیه وآله وسلم مشاهده فرمود که حضرت زهراء سلام الله علیها برخاست فرمود :دخترم! این مرد نابیناست.

   حضرت پاسخ داد:"ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح"

پدرجان :اگر او مرا نمی بیند من او را می نگرم!اگرچه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند!

                            رسولخدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود :

                              "شهادت می دهم که تو پاره ی تن من هستی"

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنـــا می کرد

 

يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد ،

يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست ،

يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم ،

يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم ،

يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ، درس پاک زيستن،

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته !

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه

مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق مي بارد به

اسرار عشق پي برد و زنده شد !

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ،

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

و يادمان باشد هيچگاه از راستي نترسيم !

خجسته سالروز اسوه ی مادران مبارک

فرشته ي يك كودك

            كودكي كه آماده ي تولد بود نزد خدا رفت واز او پرسيد:"مي گويند فردا شما مرا به زمين

مي فرستيد،اما من به اين كوچكي وبدون هيچ كمكي چگـــونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟"

خداوند پاسخ داد:"ازميان بسياري از فرشتگان،من يكي را براي تو در نظرگرفته ام.او در انتظار توست وازتو نگهداري خواهد كرد."                                           

                   

-اينجا در بهشت،من هيچ كاري جز خنديدن وآواز خواندن ندارم و اينهابراي شادي من كافي هستند.

خداوند لبخندي زد:"فرشته ي تو برايت آواز خواهد خواند وهر روزبه تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهي كرد وشاد خواهي بود."

كودك ادامه داد:"من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟"

خداوند او را نوازش كرد وگفت:"فرشته ي تو ،زيباترين وشيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي،درگوش تو زمزمه خواهد كرد وبا دقت وصبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني."

كودك با ناراحتي گفت:"وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم چه كنم؟"

خداوند براي اين سؤال پاسخي داشت:"فرشته ات دستهايت را كنار هم مي گذارد وبه تو ياد ميدهد كه چگونه دعا كني."

كودك سرش را برگرداندوپرسيد:"شنيده ام كه درزمين انسان هاي بدي هم زندگي مي كنند .چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟"

-فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.

                                

كودك با نگراني ادامه داد:"اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود."

خداوند لبخند زد وگفت:"فرشته ات هميشه در باره ي من با تو صحبت خواهد كرد وبه تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛گرچه من همواره در كنار تو خواهم بود."

درآن هنگام بهشت آرام بود .اما صداهايي از زمين شنيده مي شد.كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند .او به آرامي يك سؤال ديگر از خداوند پرسيد:"خدايا! اگر بايد همين حالا بروم ،لطفا" نام فرشته ام را به من بگوييد."

خداوند شانه ي او را نوازش كرد وپاسخ داد:"نام فرشته ان اهميتي ندارد .به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني."!

                                        

 

سال نو مبارک دوستان

موقع تحویل سال دعاهای خیرتون رو از حقیر دریغ نکنید

التماس دعا

دیدی که آه وناله وسوز وگداز شمع پروانه را

چندان امان نداد که شب را سحر کنـــــــد

*******

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

مرا ز حال تو با حال خویش پروا  نه

باز این  چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحـــــه وچـه عــزا وچه ماتم است

از علي گفتن و از غدير علي گفتن

 دشوارتر از آن است كه قلمي همچو اين را ياراي تراوش آن باشد

اما عشق به او و درد تسكين نيافته مظلوميتش،

قلم ناتوان را نيز وادار به تراوش مي‌سازد.

عيد بر همه ي عاشقان آن حضرتش خجسته باد

دلنوشته

بشنو اي جان نغمه اي زان گلستان عاشقـــان

بعد از آن بين جمله تن را سوي بستان مي رود

نغمه ي"يَغضُضنَ" از آيات قرآن برشنو

حكم با "يُبدينَ "اندر نـور قرآن مي رود

از براي مؤمنين هم گفته شد" غَضو بَصَر "

در عدالت گاه يزدان امـــر يكســــان ميرود

اي زن اي ايمان تو اي اسطوره ي قرن قريب

با "عفافت" خوش نگـر دنيا خروشان مي رود

كام دنيا همچو گل در دست باد آذر است

كي زمان حتي الابد نوش حبيبان مي رود

منعــم گيتي در آخـــر پير و فرتـــــوت زمان

غصه وافسوس خـــدبربي نصيبان مي رود

چون بيفتادي به دام گيتي شيــــــداي دل

گو كه يا رب ! جور دنيا بر غريبان مي رود؟

"بي گناهي كم گناهي نيست در ديوان عشق

يوسف از دامان پاك خود به زنـــــدان مي رود"

ای باغبان رحمت

سلام دوستان خوبم !

مدتی نبودم وامروز با یه هدیه اومدم سراغتون .امیدوارم خوشتون بیاد .یا زهرا (س)

 

اي باغبان رحمت

من دلخسته باز رو سوي تو كردم .كنون كز فرط آوارگي وخستگي ديگر توان ايستادن ندارم ؛ چه كسي جز تو پناه دل خسته ام است ؟...

الهي ! من شرمنده ي لطف وكرم تو هستم . ميدانم ؛ مي دانم كه ؛ چه بد كردم ؛ چه بد گفتم و چه بد خواستم.

الهي ! هزاران بار گناهم را بخشودي .در بين مردم مرا منزلت بخشيدي ؛ چنان بلندم كردي كه من اصلا اهلش نبودم ؛چنان مرا خوب جلوه دادي كه من روسياه هرگز چنين نبودم .

شب است وهزار ناله ي جانسوز در سينه دارم . باز از دنيا رانده وبه سوي تو آمدم .آنقدر به درگاهت مي نشينم كه مرا عفو كني .آنقدر تو را فرياد مي زنم كه پاسخم دهي ؛ آنقدر دست نياز به سويت دراز مي كنم كه خودت مرا صدا كني .

الهي ! من خسته ام ؛ پريشانم ؛ كجا روم كه چون تو راهم دهند ؟...

اين عادت بندگان است كه تا زمانيكه در ناز ونعمت هستند خالق خويش را از ياد برده وآنطور كه بايد بندگي نمي كنند ؛ اما ... همين كه غم به سويشان هجوم بياورد ؛ كسي ر ا از دست بدهند ؛ گناهي مرتكب شوند ؛ دلتنگ وخسته شوند ؛ تو را مي بينند وبه ياد مي آورند. اين عادت بندگان است كه هميشه وهرلحظه آنها را حفظ مي كني ولي آنها هرگز حتي با خود نمي انديشند كه اينهمه شادي و اين زندگي همه از لطف توست ؛ همه از توست ؛ تو كه بي نياز تريني.

اما ... اي باغبان رحمت!

نكند كه روي از ما برتابي ونشود كه نگاه حيرانمان را منتظر بگذاري!!! اي گل بخشش ديگران از گلزار تو ؛ اي با غبان رحمت !

 

 

عیدتون مبارک

عید رمضان آمد وماه رمضان رفت

صدشکر که این آمد وصد حیف که آن رفت

  حیف اگر در شب قدر ، قدر خود نشناسی

شب قدر است وطي شد نامه ي هجر

سلام فيه حتي مطلع الفجر

مشاهدات رسول اكرم (ص) در ليله المعراج راجع به ملكوت زنها

برای دیدن متن کامل این موضوع بر ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

رمضان ماه میهمانی خدا مبارک

اي رمضان !

    تو عطر باغهاي بهشت را مي دهي ...

                          عطر دعاي ابوحمزه ي ثمالي...

                                    عطر دعاي افتتاح ويا علي ويا عظيم گفتن ها...

                                                          عطر الغوث الغوث گفتن ها ؛يا رب يارب گفتن...

اي ماه رمضان !

                  سرانجام همه ي كارها با نشستن با تو سر سفره ي خدا ختم مي شود .

تقدیم به همه کسانی که در میهمانی خدا شرکت کرده اند

تولد گل نرگس مبارک

ما معتقديم عشق سر خواهـــد زد

بر پشت ستم كسي تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه ي نـــــور

سوگند به زخم هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي گـردد

مهدي به ميان شيعه بر مي گردد

 

میلاد مولود کعبه وروز پدران بزرگوار مسلمان مبارک

جلسه غیبت

موضوع جلسه: بردن آبروی مومن

رئیس جلسه:  شیطــــان

دبیر جلسه:   نفس اماره

منشی جلسه : هوای نفس

مکان جلسه: هرجا خدا فراموش شود.

زمان جلسه: وقت بیکـــاری

 

{{ پس بیاییـــد بعد از این غیبت نکنیم .}}

انحرافات اجتماعی(قسمت اول)

       در هر جامعه ای برای شناخت چگونگی ماهیت کجروی اول باید اطلاعاتی در مــــورد آن جامعه و هنجارهای فرهنگی اش،یعنی آنچه که بوسیله ی خودمردم خلق شده وازآن پیروی میکنند داشته باشیم.  صفت مشخصه ی انسانها اجتماعی بودن و تمایل انها به زندگی گروهی است که روابط اجتماعی انها را شکل میدهد.بنابر این هنجارهای اجتماعی است که تعیین میکنند انسان چه باید بگوید، از گفتن چه چیزهایی باید اجتناب بورزد، باید چگونه بیاندیشد، و چگونه رفتار کند، چه اعمالی را انجام دهد و از انجام چه اعمالی باید اجتناب ورزدو به همین دلیل هر کس سعی میکند رفتار خود را با هنجارهای اجتماعی سازگار نماید تا جامعه او را به عضویت خود بپذیرد.

ادامه نوشته

میلاد مادر عفیف ونمونه بر همه گان مبارک

 

ای زن ؛

آسمان بر بلندای دستهای تو آشیان می سازد ،

آن لحظه که در خلوتِ دل شمـــع دعا می افروزی؛

زمین با تحسین ترا می نگــــرد ؛

آن لحظه که میزبان ِ آب وهم پیاله ی خاکی ،

من ملکوت را در نجابت دیدگانت ترسیم می کنم ،

تو تندیس عفــــافی ؛

لالائی قدمهای موزونت در گوش طفل عبد احساس را بیدار می کند.

 

من دیده ام که ،در سحرگاه ، در معــراج روحــانی نمــاز ،

از خاک تا افلاک را سیـــــر کردی .

 

من ، در آئینه ی شکیباییت رشادت را دیده ام ،

در سکوتت هیاهوی سخن را شنیده ام .

تو آیه ی رحمتی ای زن .

 

کدام اندیشه به حریــــم تو راه می یابد ،تو که گاه اوج استدلالی وگاه نهایت رحم،

تو که اصالت محض کانون وفائی،

تو که زبان صبورت بر جسم درد مرهم دعا می گذارد،

تو که نگاه آشنایت آشیان در افلاک می سازد وبه خورشید راه می یابد ؛

تو که شب را به زانو در می آوری ،و روز را قوت بر خاستن بخشیدی.

 

که می داند  ؛ که می تواند بداند ؟

 

که می تواند بداند حرمت مقامت را

 

 

از زیتون بیشتر بدانیم

زیتون در قرآن

     زیتون درخت میمون ومبارکی است که در قرآن مجید در چندین آیه از آن نام برده شده ویک سوره نیز از روغن زیتون سخن به میان آمده است: درخت مبارک زیتون که در قرآن مجید در سوره های تین  آیه 1و2 ؛ سوره انعام آیات 99 و 141 ؛ سوره ی نحل آیه 11؛ سوره ی عبس آیات 24 و 32 وسوره ی نور آِه ی 35 به صراحت از آن نام برده شده است ودر آِه ی 20 سوره ی مؤمنون با خصوصیاتی مطرح شده است که دریافت می شود منور زیتون وروغن می باشد .

 

 

زیتون وروغن زیتون در روایات

   در روایت واحادیث فراوانی از زیتون وروغن آن ذکر و تعریف وتمجید شده است . در اینجا به چند حدیث اشاره می شود .

   امیرمؤمنان (ع): " النَّخـــل والزَّیــتُ مِن طَعــامِ المُرسَلین" سرکه وروغن زیتون غذای پیامبران است.

ودرحدیث دیگر نقل گردیده است : " محبوب ترین غذا نزد رسول خدا (ص) سرکه وزیتون بود . " ورسولخدا (ص) فرمودند : " برشما بادخوردن زیتون ، که آن صفرا را برطرف وبلغم را زایل می سازد."

   حضرت امام رضا(ع): " نَعم الطَّعـــام الزَّیـت، یَطیبَ النَّکهــة ویَذهَب البَلغَم وَ یَصفی اللَّون وَ یَشدِّالعَصَب وَ یَذهَب بِالوَصفِ وَیَطفی الغَضَب""روغن زیتون غذای خوبی است ،دهان را خوشبو ،بلغم را برطرف می سازد ،صورت را صفا وطراوت می بخشد ، اعصاب را تقویت نموده ، درد وبیماری را ازمیان می برد وآتش خشم وغضب را فرو می نشاند.

  حضرت رسول اکرم (ص) ضمن سفارش هایش به حضرت امیر مؤمنان علی (ع) فرمودند :" یا عَـلــی کِل ِّ الزَّیت اَدهَن بِهِ فَاِنَّهُ مِن اَکَل َالزَّیت اَدهَن ّبِـهِ لَم یقرُّ بِه ِالشَّیطـــان اَربَعینَ یَومَا "- ای علی !روغن زیتون بخور وبدنت را بدان چرب کن ، که هر کس روغن زیتون بخورد وبدنش را بدان چرب کند تا چهل روز شیطان بدو نزدیک نشود ".

 

خواص دارویی زیتون

    زیتون رسیده از نظر طب قدیم ایران قابض وگرم است ومیوه ی نارس زیتون سرد وخشک است  وروغن زیتون گرم وخشک است .برگ درخت زیتون نیز گرم وخشک می باشد .

    1)دم کرده برگ زیتون داروی خوبی بای پایین آوردن فشار خون می باشد .بدین منظور باید 20 عدد برگ زیتون را داخل 300 گرم آب ریخته و آن را بمدت 15 دقیقه بجوشانید .سپس کمی قند به آن اضافه کرده وبمقدار یک فنجان دوبار در روز از آن بنوشید .بعد از دوهفته باید بمدت 8 روز نوشیدن این دم کرده را قطع کنید وسپس ادامه دهید .

   2)روغم زیتون نرم کننده وصفرا بر است .

   3)روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه  صفراست .برای این منظور باید آن  را با آبلیمو مصرف کرد.

   4)روغن زیتون کرم  کش است .

   5)برای رفع خارش گزیدگی حشرات ،روغن زیتون را به محل گزیدگی بمالید .

   6)روغن زیتون برای رفع سرفه های خشک مفید است .

   7)بدن بچه هایی را که مبتلا به نرمی استخوان وکم خونی هستند با روغن زیتون مالش دهیداثر مفیدی دارد.

   8)برای رفع پیوره لثه ، روغن زیتون را بر روی لثه بمالید.

   9)برای برطرف کردن خراش وترک پوست ،گلیسیرین وروغن زیتون را بمقدار مساوی با هم مخلوط کرده وروی پوست بمالید .

  10)دم کرده ی برگ زیتون تب بر است .

  11)جوشانده ی برگ درخت زیتون برطرف کننده ی نقرس وسیاتیک ورماتیسم است .

  12)برای سرباز کردن جوشها وکورک ها زیتون را له کرده وروی جوش یا کورک بمالید .

  13)دم کرده و جوشانده پوست درخت زیتون تب بر ودرمان کننده مالاریا است .

  14)پماد میوه نارس زیتون برای سوختگی مفید است .

  15)جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم های دهان مفید است .

  16)برای رفع سستی فلج ولقوه وتقویت نیروی جنسی باید 80 گرم روغن زیتون را با 14 گرم کندر و16 گرم سیاه دانه مخلوط کرده وبمدت سه روز از آن بخورید.

  17) مصرف روغن زیتون از امراض قلبی وسرطان جلوگیری می کند.

  18)وبالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پخت وپز می باشد زیرا در اثر حرارت خراب نمی شود.

 

  مضرات:روغن زیتون برای هیچ کس مضر نیست وهمه ی افراد می توانند از ان استفاده کنند.اما در مصرف میوه ی آن باید کمی توجه داشت که مصرف زیاد میوه ی نرسیده آن موجب ضعف دید و صرع می شود . میوه ی تازه ویاقوتی به صورت خام آن معده را سست می کند وممکن است تولید استفراغ کند.                                     منبع:www.irteb.com

 

عقده ی دل

یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

در انتظارم مهدی بیاید

تا تربتت را پیدا نماید

دل که آشفته ی روی تو نباشد دل نیست

آنکه دیوانـه ی خال تو نشد عاقل نیست

مسـتی عاشق دلباخته از باده ی توست

بجز این مستیم از عمر دگر حاصل نیست

مروری بر مطالب گذشته

اسلام آخرین و کامل ترین مکتبی است که تمامی برنامه های آن مطابق فطرت و مصلحت انسانهاست وبا پیاده کردن آن  سعادت انسانها تامین خواهد شد وجامعه ای که در آن قوانین اسلام اجراءشود جامعه ی ایده آل خواهد بود.

قابل توجه دوستان عزیز:

در زمینه ی بررسی حجاب و موضـــوع عفاف به مقـــاله ای پرداخته ام که چنانچه تمایل به مطالعه ی آن داشته باشید می توانید به آرشیو اسفند ماه 86 با عنوان

 "دیباچه نویسنده ی وبلاگ "

بر ادامه ی مطلب کلیک کرده ومقاله را مطالعه نمایید.  

سهراب وگل

   من مسلمانم

                              قبله ام یک گل سرخ

                                                          جانمازم چشمه  مهـــرم نور

                                                                                            دشت سجاده ی من

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم

                                         در نمازم جریان دارد ماه

                                                                        جریان دارد طیف

                                                                                       سنگ از پشت نمازم پیداست

                                    همه ذرات نمازم متبلور شده است

 

 

میلاد مبارک

شب میلاد دختر زهـــراست         هر کجا بنگری شعف برپاست 

خانه مصطفی شده گلــشن       دیده مرتضی شده روشن 

فاطمــــه گشته صاحب دختر          بستر از دُرّ و لؤلؤ و گوهر 

مونس و یار مجتبی آمد              حـــــامی شاه کربلا آمد 

عرشیان بهر تهنیت با هم             گوی سبقت ربوده‏اند از هم 

خیر مقدم عقیلة الهاشم             جن و انس و ملک تو را خادم 

خطبه‏های تو منجی دین شــد     

موجـب سربلــنــدی دین شد 

 

سالروز شهادت استاد مطهری تسلیت وروز معلم مبارک

درک زیبایی وارزش کار معلم از عهده ی هر بنده ای بر نمی آید پس دل غمین مباش وبه خدای بندگان بیندیش.

    دلتون همواره شاد

نهج البلاغه /حکمت 474

 

مَاالمُجاهِدَ الشهید فی سَبیلُ اللهُ بُاَعظَمَ اَجرَا" مِمَّن قَدّرَ فَعَفَ لَکادَ  الضّعیفُ اَن یَکونُ مَلُکَا" مُنَ المَلائُکَة

 

               پاداش مجاهد شهید در راه خدا ،بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست               

     که قدرت گناه دارد و آلوده نمی گردد .

همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست.

رسم جاهلیت

     ظهار همسر رسم جاهلیت

            خوله دختر ثعلب خزرجی به کابین اوس بن صامت در آمد.او در عنفوان جوانی وبهار عمر بود صورتی زیبا واندامی موزون داشت .این زوج خوشبخت سالهای متمادی در اوج سعادت با یکدیگر زندگی می کردند و از وضع مرفه وآبرومندی نیز برخوردار بودند ،اما بالاخره روزگار چهره ی زشت خود را نیز به ایشان نشان داد ورفاه وآسایش را از آنها سلب کرد وآنها دچار فقر وتنگدستی شدند،اما در این شرایط هم خوله تا حدی آب ورنگ جوانی وجمال وزیبایی خود را حفظ کرده بود .

 

     یکروز که خوله مشغول نماز وعبادت بود وبه رکوع وسجود می رفت ، حرکات وسکنات او شوهرش را تحریک کرد وچون نماز خوله به پایان رسید ، اوس با اشتیاق برخاست وبه شوخی وملاعبه با همسرش پرداخت ،ولی خوله که در حال وهوای عبادت بود ،روی خوشی به شوهرش نشان نداد وخود را کنار کشید، اوس از این رفتار همسرش سخت عصبانی وخشمگین شد ودر حال خشم او را بر خود حرام کرد وبه او گفت "اَنتَ عَلَیَّ کَظَهر اُمّی ؛ تو بر من مانند پشت مادرم ،حرام هستی ."

   خوله چون این جمله را از شوهرش شنید ،با تعجب پرسید ،تو چه گفتی؟اوس پاسخ داد :من تو را اظهار کردم ، پس دیگر بر من حرام شدی وظهار در عصر جاهلیت از محکم ترین طلاق ها به شمار می رفت .

   این حادثه برای خوله سنگین بود وحیران ومتعجب در فکر فرو رفت .برای او سخت وناگوار بود که در این سن وسال از شوهر وپدر فرزندانش جدا شود،همسری که یک عمر انیس ومونس وشریک وغمخوار او بوده ، وآنها سالها تلخ وشیرین زندگی را با هم چشیده اند.لذا نزد رسولخدا رفت و مشکل خود را با آنحضرت در میان گذاشت تا شاید راه چاره ای بیابد و خود را از این گرفتاری خلاص سازد .

   خوله گفت :یا رسول الله من در جوانی و در سنین شادابی وطراوت به عقد ازدواج اوس در آمدم ، ولی اکنون که سنی ب من گذشته  و من از او تعدادی فرزند دارم ، او مرا ظهار کرده و همچون مادر خویش بر خود حرام نموده است .

   یا محمد، من از او دختران کوچکی دارم که اگ به او بسپارم ضایع می شوند واگر خود تکفل آنها را به عهده بگیرم ، گرسنه می مانند .اینک از حضور شما عاجزانه تقاضا می کنم اوضاع نابسامان زندگی ما را در یابید و مشکل ما را برطرف سازید.

    پیغمبر فرمود:من برای حل مشکل شما دستوری ندارم.

  غم وحسرت خوله دو چندان شد و گفت : یا رسول الله ، اوسسخنی از طلاق به میان نیاورده ، او پدر فرزندان من واز نظر من از کسی دوست داشتنی تر است همانطور که او بمن عشق می ورزد .

... مدتی وضع به همین صورت ادامه داشت و خوله هر وقت آینده ی تلخ خود را تصور  می کرد با حالت رقت باری به درگاه باریتعالی به آه وناله می پرداخت تا سر انجام ابواب رحمت الهی بروی گشوده شده وخداوند او را مورد لطف ورحمت خود قرار داد.

   روزی رسول خدا (ص) را حالت وحی عارض گشت وایاتی از قرآن بر زبانش جاری گشت و چون به حال عادی برگشت فرمود:خوله را بشارت دهید که خداوند دعایش را اجابت کرد واز این پس هر مرد که همسر خود را از راه ظهار بر خود حرام کند وتمایل به بازگشت داشته باشد باید بنده ای را در راه خدا آزاد کند واگر امکان آن را ندارد دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر برآن هم قادر نیست شصت فقیر را طعام دهد.

    پیغمبر (ص) اوس را احضار کرد و آنگاه که وی نزد رسول الله آمد ، حضرت به او فرمود : چه شد که این عمل ناشایست را مرتکب شدی؟اوس پاسخ داد:شیطان عقل مرا ربود و مرا از راه راست منحرف ساخت و در حال غضب مرا گمراه کرد و بدینگونه ارتباط وصمیمیت چندین ساله من وهمسرم را قطع کرد ، اکنون ایا راهی وجود دارد که من وهمسرم دوباره زندگی مشترک خود را از سر بگیریم ؟

    رسول خدا (ص)فرمود:آری راهی هست وسپس آیات زیر را تلاوت فرمود:

("ای رسول ما)سخن آن زن راکه در باره ی شوهرش با تو به مجادله برخاسته وشکوه ی او به خدا می برد را بی تردید خدا شنید و گفتگوهای شما را نیز می شنود ، که خدا البته شنوا و( به احوال خلق) بیناست.آنان که بر زنان خود ظهار کنند (گویند تو بر من چون پشت مادری)، آنها مادر حقیقی شوهران (به مجرد این نکته )نخواهند شد ، بلکه مادر ایشان جز آنکه آنها را زاییده نیست واین مردم (به عادت زمان جاهلیت) سخن باطل وناپسندی گویند و خدا را عفو وبخشایش بسیار است .وآنان که به زنان خود ظهار کنند وآگاه از گفته خویش بر گشتند ، پیش از تماس با همسر خود برده ای آزاد کنند .به این عمل پند وموعظه می شوید و خدا  به تمام کردار شما آگاه است.پس هر که برده نیابد ،باز باید پیش از جماع دو ماه پی در پی روزه بگیرد وباز اگر نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد .این برای آن است که شما به خدا ورسول ایمان بیاورید و این حدود احکام الهی است و کافران را عذاب دردناک مهیاست .

                                                                                        سوره مجادله/آیات1تا4  

اطلاعیه

    

       محضر عزیزان بازدید کننده از این وبلاگ باید عرض کنم که تصاویر این وبلاگ به دلیل بسته شدن موقتی سایت آپلود عکس "ایراپیک"جهت آپدیت شدن تا باز شدن مجـــــدد این سایت قابل دسترسی نمی باشد .بنده در این راستا بی تقصیرم .امیدوارم هر چه زودتر این سایت به هدف به روز شدن برسند تا من شرمنده ی شما نباشم .

                                         یا حق

بهاران خجسته باد

همــــــــواره بهاری باشید تا

الهی بمانید.