رسم جاهلیت
ظهار همسر رسم جاهلیت
خوله دختر ثعلب خزرجی به کابین اوس بن صامت در آمد.او در عنفوان جوانی وبهار عمر بود صورتی زیبا واندامی موزون داشت .این زوج خوشبخت سالهای متمادی در اوج سعادت با یکدیگر زندگی می کردند و از وضع مرفه وآبرومندی نیز برخوردار بودند ،اما بالاخره روزگار چهره ی زشت خود را نیز به ایشان نشان داد ورفاه وآسایش را از آنها سلب کرد وآنها دچار فقر وتنگدستی شدند،اما در این شرایط هم خوله تا حدی آب ورنگ جوانی وجمال وزیبایی خود را حفظ کرده بود .
یکروز که خوله مشغول نماز وعبادت بود وبه رکوع وسجود می رفت ، حرکات وسکنات او شوهرش را تحریک کرد وچون نماز خوله به پایان رسید ، اوس با اشتیاق برخاست وبه شوخی وملاعبه با همسرش پرداخت ،ولی خوله که در حال وهوای عبادت بود ،روی خوشی به شوهرش نشان نداد وخود را کنار کشید، اوس از این رفتار همسرش سخت عصبانی وخشمگین شد ودر حال خشم او را بر خود حرام کرد وبه او گفت "اَنتَ عَلَیَّ کَظَهر اُمّی ؛ تو بر من مانند پشت مادرم ،حرام هستی ."
خوله چون این جمله را از شوهرش شنید ،با تعجب پرسید ،تو چه گفتی؟اوس پاسخ داد :من تو را اظهار کردم ، پس دیگر بر من حرام شدی وظهار در عصر جاهلیت از محکم ترین طلاق ها به شمار می رفت .
این حادثه برای خوله سنگین بود وحیران ومتعجب در فکر فرو رفت .برای او سخت وناگوار بود که در این سن وسال از شوهر وپدر فرزندانش جدا شود،همسری که یک عمر انیس ومونس وشریک وغمخوار او بوده ، وآنها سالها تلخ وشیرین زندگی را با هم چشیده اند.لذا نزد رسولخدا رفت و مشکل خود را با آنحضرت در میان گذاشت تا شاید راه چاره ای بیابد و خود را از این گرفتاری خلاص سازد .
خوله گفت :یا رسول الله من در جوانی و در سنین شادابی وطراوت به عقد ازدواج اوس در آمدم ، ولی اکنون که سنی ب من گذشته و من از او تعدادی فرزند دارم ، او مرا ظهار کرده و همچون مادر خویش بر خود حرام نموده است .
یا محمد، من از او دختران کوچکی دارم که اگ به او بسپارم ضایع می شوند واگر خود تکفل آنها را به عهده بگیرم ، گرسنه می مانند .اینک از حضور شما عاجزانه تقاضا می کنم اوضاع نابسامان زندگی ما را در یابید و مشکل ما را برطرف سازید.
پیغمبر فرمود:من برای حل مشکل شما دستوری ندارم.
غم وحسرت خوله دو چندان شد و گفت : یا رسول الله ، اوسسخنی از طلاق به میان نیاورده ، او پدر فرزندان من واز نظر من از کسی دوست داشتنی تر است همانطور که او بمن عشق می ورزد .
... مدتی وضع به همین صورت ادامه داشت و خوله هر وقت آینده ی تلخ خود را تصور می کرد با حالت رقت باری به درگاه باریتعالی به آه وناله می پرداخت تا سر انجام ابواب رحمت الهی بروی گشوده شده وخداوند او را مورد لطف ورحمت خود قرار داد.
روزی رسول خدا (ص) را حالت وحی عارض گشت وایاتی از قرآن بر زبانش جاری گشت و چون به حال عادی برگشت فرمود:خوله را بشارت دهید که خداوند دعایش را اجابت کرد واز این پس هر مرد که همسر خود را از راه ظهار بر خود حرام کند وتمایل به بازگشت داشته باشد باید بنده ای را در راه خدا آزاد کند واگر امکان آن را ندارد دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر برآن هم قادر نیست شصت فقیر را طعام دهد.
پیغمبر (ص) اوس را احضار کرد و آنگاه که وی نزد رسول الله آمد ، حضرت به او فرمود : چه شد که این عمل ناشایست را مرتکب شدی؟اوس پاسخ داد:شیطان عقل مرا ربود و مرا از راه راست منحرف ساخت و در حال غضب مرا گمراه کرد و بدینگونه ارتباط وصمیمیت چندین ساله من وهمسرم را قطع کرد ، اکنون ایا راهی وجود دارد که من وهمسرم دوباره زندگی مشترک خود را از سر بگیریم ؟
رسول خدا (ص)فرمود:آری راهی هست وسپس آیات زیر را تلاوت فرمود:
("ای رسول ما)سخن آن زن راکه در باره ی شوهرش با تو به مجادله برخاسته وشکوه ی او به خدا می برد را بی تردید خدا شنید و گفتگوهای شما را نیز می شنود ، که خدا البته شنوا و( به احوال خلق) بیناست.آنان که بر زنان خود ظهار کنند (گویند تو بر من چون پشت مادری)، آنها مادر حقیقی شوهران (به مجرد این نکته )نخواهند شد ، بلکه مادر ایشان جز آنکه آنها را زاییده نیست واین مردم (به عادت زمان جاهلیت) سخن باطل وناپسندی گویند و خدا را عفو وبخشایش بسیار است .وآنان که به زنان خود ظهار کنند وآگاه از گفته خویش بر گشتند ، پیش از تماس با همسر خود برده ای آزاد کنند .به این عمل پند وموعظه می شوید و خدا به تمام کردار شما آگاه است.پس هر که برده نیابد ،باز باید پیش از جماع دو ماه پی در پی روزه بگیرد وباز اگر نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد .این برای آن است که شما به خدا ورسول ایمان بیاورید و این حدود احکام الهی است و کافران را عذاب دردناک مهیاست .
سوره مجادله/آیات1تا4
