تربیت دینی

بين دانشمندان بحث و گفتگو است كه برنامه‏ى تعليمات وتربيت‏هاى دينى ازچه موقعى بايددرباره‏ى كودك اجرا گردد، گروهى معتقدند كه كودك تا بحد بلوغ و رشد نرسد استعداد درك افكار و عقائد دينى را ندارد و نبايد تحت تربيت دينى قرار گيرد. گروه ديگرى عقيده دارند كه اطفال نيز لياقت و استعداد آن را دارند كه تحت تربيت دينى قرار گيرند، و مربيان مى‏توانند موضوعات و مطالب دينى را ساده و قابل فهم نمايند و به كودكان تلقين كنند، و آنان را وادار كنند كه اعمال و برنامه‏هاى آسان دين را انجام دهند تا گوششان با مطالب دينى آشنا شود.

 

 

تقوا در انجیل

"اگر دستت یا پایت تو را بلغزاند آن را قطع کرده

و از خود دور انداز زیرا تو را بهتر است که لنگ یا

 شل داخل حیات شوی از آنکه با دو دست یا پا

 در نار (آتش)جاودانی افکنده شوی .

 

اگر چشمت تو را لغزش دهد آن را قطـــع کرده ،

ازخود دور انداز، زیرا تو را بهتر است با یک چشم

 وارد حیات شوی ،   از اینکه با دو چشم در آتش

 افکنده شوی (انجیل متی باب هجدهم )

 

 

 

گلچین عشق

    

نهج البلاغه نامه ی (31)فراز (62)

 

  وَ لاتُمَلّکِ المَرأَةَ مِن أمرِها ما جاوَزَ نَفسَهـــا ،فَإنّ َالمَرأَةَ رَیحـــانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهـــرمانَةٍ

 

                        ومسلط مکن زن را  به  آن چه به او مربوط نیست ،                      

   زیرا زن (چون) گل های بهاری خوشبـــوست

 

 

نظریات جامعه شناختی

ویل دورانت (نویسنده ی معروف آمریکایی) در کتاب "لذات فلسفه" ص 167 می گوید:

    " دختر شهری که از انتظار زیاد خسته شده است وبه طور بی مانندی رشید ورشیده شده ؛چیز شکننده ی خطرناکی می گردد.اضطرابی ترسناک اورا فرا گرفته است ،هر کسی می خواهد به هر وسیله ای که باشد از مهمانی وهدایا وشامپانی وخود نمایی های چاپلوسانه ی جنسی بجز حلقه ی ازدواج ، توجه او را جلب کند. آزادی رفتار اوگاهی نتیجه ی آزادی اقتصادی اوست .زیرا چون دیگر سربار مرد نیست ممکن است میل مرد را به ازدواج با خود که از فنون عشقبازی مانند او چیره دست است سست کند .زنی که می تواند عایدات خوبی داشته باشد خواستار احتمالیش را دچار تردید می کند.

همچنین او ،این واقعیت تلخ را که اگر زنان وظائف مردان را به عهده بگیرندو زنان مرد صفت شونددر صفحه ی 160 همین کتاب این چنین ترسیم می کند:

  "از آن هنگام که صنعت از خانه رخت بربسته وبه کارخانه رفته؛زنِ طفیلی از رنج کارخانگی رها شد ،با داروهای ضدباروری وبا کمک پرستاران از رنج باروری وبچه داری جسته ،سرودست وپایش فارغ و مهمل مانده ، وبرای نمو تخم بیگانه زمین حاصلخیزی گشته است."

 البته لازم بذکر است که استقلال اقتصادی صرفا نمی تواند سازمان خانواده را خدشه دار کند بلکه مقصود مداخله در کار یکدیگر است .چرا که اسلام استقلال اقتصادی زن را پذیرفته است وشاید هیچ مکتب ومرامی اینگونه این امر را به رسمیت نشناخته باشد چنان که در قرآن کریم (نساء/32)آمده است:

"لِلرِجالِ نَصیبٌ مِمّا اکتَسَبوا ولِلنِّســـاءِ نَصیب ٌ مِمّا اکتَسَبن.

مردان مالک درآمد خود وزنان نیز مالک درآمد خود می باشند.

 

وحتی ازین نیز فراتر رفته وبه زنان اجازه می دهد در مقابل پرورش کودک خود ودادن شیر به او از همسرانشان تقاضای مزد واجرت نمایند.با این حال ،تأمین مایحتاج زندگی و مخارج آن را از زن طلب نکرده است .بلکه مسئولیت هزینه زندگی را به عهده ی مرد واز وظایف بی چون وچرای وی قرار داده وفرموده است:"الرِّجال قوامون علی النِّســـاء...(نساء/34)پرداختن به این موضوع از اهداف این مقاله نیست پس ازین موضوع بطور گذرا یاد می کنم.

 

                                                                    

 

خلقت زن ومرد وروابط زناشویی

وَ مِن آیاتِهِ اَن خَلَــقَ لَکُـــم مِن اَنفُسِکُــم أَزواجا"لِتَسکُنــوا اِلَیهـــا وَ جَعَـــلَ بَینَــکُم مَوَدّة" وَ رَحمَـــة إِنَّ فی ذلکَ لَایات لِقَوم یَتَفَکَّـــرون# (روم/21)

 

از نشانه های خداوند اینست که همسرانی را از جنس خودتان

 برای شما آفریــــد تا مایه ی آرامش شمــــا گردد و دوستی و

 رحمت را بین شمــــا قرار داد .  به درستی که دراینــها برای

متفکرین واندیشمندان ادله ی روشنی از خداوند خواهد بود.

 

تقدیم به همه ی دختران وزنان محجوب

دیباچه ی نویسنده ی وبلاگ

...جامعه ی عصر حاضر آن چنان در زندگی  ماشینی  و مصرفی غرق شده است که از درک بسیـــاری از حقایق زندگی خصوصا"این حقیقت که اساس زندگی ماشین ومصرف نیست غافل مانده است . زندگی ماشینی پیکره ی خانواده را مورد تهدید قرار داده و اگر این روند رو به رشد جهت داده نشود بیم آن می رود که بنیان خانواده ها سست تر شود که پیامدی بسیار رقت بار بدنبال خواهد داشت.

   "ویل دورانت" می گوید:"اصل خانواده در ناتــوانی بی اندازه کودک و استعداد روز افزون او ؛پس از تولد ،برای رشد وتربیت است".

   من در این مجال بهتر دیدم ریشه ی بسیاری از نابسامانیها ی اخلاقی ،اعتقادی را که حیا وعفت وپذیرش این نکته که نوع پوشش می تواند در حفظ آزرم وحیای افراد یک جامعه (اعم از مرد یا زن)مؤثر باشد در گسستگی پیوند روحی – روانی و اعتقادی افرادخصوصا خانواده ها وبحث انتقال این فرهنگ ها از طریق تربیت که رسالت آن بر عهده ی پدران ومادران عزیز می باشدمورد مداقه قرار دهم. چرا که معتقدم درعصر اتوماسیون پدران بزرگوار ما تمامی مسئولیت تربیت را بخاطر پیچیدگی زندگی و دغدغه های تأمین معاش بر عهده ی مادران عزیز گذارده اند و خلأ حضور پدر در خانواده وجود وزنه ی سنگین حمایت از تربیت مادر را در خانواده کمرنگ ودر بعضی مواقع محو میکند.در حالی که همگی به این موضوع واقفیم که معرفی هنجارهای دینی وتربیتی همواره از بستر کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده آغاز گردیده وبه تدریج در جریان حضور افراد در اجتماعات گسترده تر در قالب رفتارهای اجتماعی تجلی می یابد.

   کوتاه سخن آنگه اگر بخواهیم شاهد جامعه ای سالم ،باوقار ،متین وسراسر حجب وحیا ودریک کلام بهنجار باشیم باید در احیای نهاد خانواده در شکل وسیع آن خانواده ای پویا ، صمیمی وبا محبت بکوشیم.

 

ادامه نوشته

یا فاطمه الزهراء

                                       

...مردی نابینا پس از اجازه گرفتن  وارد منزل علی علیه السلام شد.پیامبر صلوات الله علیه وآله وسلم مشاهده فرمود که حضرت زهراء سلام الله علیها برخاست فرمود :دخترم! این مرد نابیناست.

   حضرت پاسخ داد:"ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح"

پدرجان :اگر او مرا نمی بیند من او را می نگرم!اگرچه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند!

                            رسولخدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود :

                              "شهادت می دهم که تو پاره ی تن من هستی"