ویل دورانت (نویسنده ی معروف آمریکایی) در کتاب "لذات فلسفه" ص 167 می گوید:
" دختر شهری که از انتظار زیاد خسته شده است وبه طور بی مانندی رشید ورشیده شده ؛چیز شکننده ی خطرناکی می گردد.اضطرابی ترسناک اورا فرا گرفته است ،هر کسی می خواهد به هر وسیله ای که باشد از مهمانی وهدایا وشامپانی وخود نمایی های چاپلوسانه ی جنسی بجز حلقه ی ازدواج ، توجه او را جلب کند. آزادی رفتار اوگاهی نتیجه ی آزادی اقتصادی اوست .زیرا چون دیگر سربار مرد نیست ممکن است میل مرد را به ازدواج با خود که از فنون عشقبازی مانند او چیره دست است سست کند .زنی که می تواند عایدات خوبی داشته باشد خواستار احتمالیش را دچار تردید می کند.
همچنین او ،این واقعیت تلخ را که اگر زنان وظائف مردان را به عهده بگیرندو زنان مرد صفت شونددر صفحه ی 160 همین کتاب این چنین ترسیم می کند:
"از آن هنگام که صنعت از خانه رخت بربسته وبه کارخانه رفته؛زنِ طفیلی از رنج کارخانگی رها شد ،با داروهای ضدباروری وبا کمک پرستاران از رنج باروری وبچه داری جسته ،سرودست وپایش فارغ و مهمل مانده ، وبرای نمو تخم بیگانه زمین حاصلخیزی گشته است."
البته لازم بذکر است که استقلال اقتصادی صرفا نمی تواند سازمان خانواده را خدشه دار کند بلکه مقصود مداخله در کار یکدیگر است .چرا که اسلام استقلال اقتصادی زن را پذیرفته است وشاید هیچ مکتب ومرامی اینگونه این امر را به رسمیت نشناخته باشد چنان که در قرآن کریم (نساء/32)آمده است:
"لِلرِجالِ نَصیبٌ مِمّا اکتَسَبوا ولِلنِّســـاءِ نَصیب ٌ مِمّا اکتَسَبن.
مردان مالک درآمد خود وزنان نیز مالک درآمد خود می باشند.
وحتی ازین نیز فراتر رفته وبه زنان اجازه می دهد در مقابل پرورش کودک خود ودادن شیر به او از همسرانشان تقاضای مزد واجرت نمایند.با این حال ،تأمین مایحتاج زندگی و مخارج آن را از زن طلب نکرده است .بلکه مسئولیت هزینه زندگی را به عهده ی مرد واز وظایف بی چون وچرای وی قرار داده وفرموده است:"الرِّجال قوامون علی النِّســـاء...(نساء/34)پرداختن به این موضوع از اهداف این مقاله نیست پس ازین موضوع بطور گذرا یاد می کنم.
