عفاف وحجاب

ارزنده ترین زینت

دیباچه ی نویسنده ی وبلاگ

حجاب،خانواده،فرهنگ اسلامی

 

          دشمنان همیشه همتشان را بر این منـــوال معطوف کرده اند که بین حجاب واصل دینــــداری پیوندی ناگسستنی ایجـــاد کنند تا اولین نصرتشان شکست دین باشد. در این راستــــا آنها سعی کرده اند تا تمام دین ودین داری را در حجاب داری خلاصه کنند وبا همین دستاویز در کشورهایی مثل ایران ، آغاز تهاجم فرهنگی واسلام زدایی را با مقابله با حجاب آغاز کرده ومتأسفانه دراین راه موفقیتی چشمگیرهم بدست آورده اند . پیامد این حرکت چیزی نبود جز آنکه زمانی که به این مقصود نائل آمدند که حجاب را از پیکر زن مسلمان بربایند گویی همه ی دینش را به یغما بردند!در چنین شرایطی بود که دیگر زن مسلمان نمازش را،  روزه اش را ؛ وسرانجام دینش را همراه حجاب از دست داد در حالی که در کشورهای دیگر ؛زن مسلمان هم بی حجاب بود وهم متمسک به دین گرچه این رویه وشیوه نیز ناپسند است اما بهتر از آن چیزی است که بر ایران وبر زن ایرانی گذشت.خوشبختانه بعد از به بار نشستن نهال حرکت های دینی-مردمی در ایران وتشکیل جمهوری اسلامی‌ با تقویت فرهنگ جمهوریت بعلاوه اسلامیت تحت زعامت رهبر فرزانه حضرت امام خمینی (ره)و سپرده شدن این مسئولیت به ولی امر مدبر وهوشیار واگاه به اصل اسلام ومقتضیات زمان  مقام عظمای ولایت در عصر حاضر جای سپاس به درگاه احدیت دارد که مملکت ما در سایه ی "مردم سالاری دینی " .بر پایه ی "کفایت وتدبیر " ایشان نقشه های دشمنان در این راستا خنثی گردیده وتقریبا می توان امید داشت که از هر گزند وهجمه ای می توانیم مصون ومحفوظ بمانیم "انشاءالله تعالی"وبا آرامش وتکیه بر اصول دین نسبت به امر فروعات دین نیز اهتمامی درخور داشته باشیم. 

       بهرحال حجاب گرچه از آداب مهم اسلامی است اما شکی نیست که از اصـــول دین به شمار نمی رود واز مرزهای دینداری و کفر هم شمرده نشده هرگز به اندازه ی نماز ،روزه، زکات،حج،وپذیرفتن ولایت فقیه مورد تأکید قرار نگرفته است و بی مبالاتی  نسبت به حجاب به بی دینی منجر نشده است. اما صد البته حجاب نقش بزرگی در تکامل جامعه ورسیدن امت اسلامی به هدف آفرینش ،پاکی ،عفت، اصالت وهویت فرهنگی ایفاء میکند واین نقش زمانی تکمیــل می شود که مردان ما نیز به وظیفه ی اخلاقی و فقهی خود عمل کنند و نگاهشان را به افقهای پاکی بدوزند و از ناپاکی چشم بپرهیزند، وهر دو قشر تلاش کنند تا با اخلاق وسنن اسلامی ،کانون خانواده را گرم نگهدارند وبا این گرمی به جامعه که خانواده ی بزرگتر است ، طراوت ببخشند.چراکه اسلام همواره برنامه هایی را ارائه می دهد که منش وشیوه ی زندگی اجتماعی درست را تأمین کند وبر روشهایی تکیه می کند که موجب تحکیم روابط اجتماعی وآرامش روانی افراد در رابطه با یکدیگر می گردد.

      

     سیستم اجتماعی هماهنگی که همگام با جهان بینی الهی جامعه را به اهداف از پیش تعیین شده رهنمون میگردد واهمیت ارائه ی این شیوه زمانی آشکار می شود که جوامع غربی به بن بست ناشی ازبی بند وباری برسند ونتایج زیانبار افسار گسیختگی را در تمام شئون زندگی خود لمس کنند.

 

        بی شک کانون گرم خانواده تنها ماجأ وپناهگاه ویگانه التیام بخش زخم های روزمره ی زندگی است وافراد سرخورده از دردو رنجها ،شکست وناکامی ها ، سختی ها وناملایمات اجتماعی به کانون گرم خانواده پناه می برند ودر فضای آکنده از عشق و محبتش می اسایند و در آرامش روح پرور خانــــواده برای تلاش وتکاپوی مضاعف وستیز ومقابله با مصائب ومشکلات نیرو وتوان می گیرند .البته هر زمان این فضای روح پرور ؛ به محیطی آکنده از تضادها ، کشمکشها، بد بینی ها و نامهربانی ها تبدیل گردد و خانواده ، عرصه ی جنگ ونزاع همسران شود و جلوه های واقعی خود را که عبارت است از صلح وصفا وارامش از دست دهد چه اتفاقی می افتد؟ویا اگر مرد وزن ، فریفته ی جاذبه های بیرونی شوند و تحت تأثیر مناسبات ناشایست وغیر مجاز قرار گیرند ونیازهای طبیعی خود را در خارج از منزل واز طریق روابط نامشروع تأمین کنند چه پدیده ای رخ خواهد داد؟

 

                                                                        

 

 

اَلاِنســانُ حَریصٌ  عَلــــی مَا مُنِعَ

 

     این سخن حکیمانه را همه ی ما همواره شنیده ایم.در این باره بیایید از زاویه ی دیگری به این حدیث زیبا نظاره کنیم که اگرمردان وزنان در همه جا در کنار یکدیگر باشند وبدون حدومرز وحجابی بایکدیگر مراوده داشته باشندحرص وولع آنها نسبت به یکدیگر فروکش می کند وبرای هم عادی می شوند آیا پذیرفتن این قول وقبول آزادی بی حد وحصر با فطرت سازگار است ؟ وآیا مصلحت  جامعه وبشریت را تأمین می کند؟!

     "ویل دورانت " در کتاب لذات فلسفه ص 170 آورده است که :

  "زن در می یابد که تو جه مرد به او دیگر زیاد نیست واگر توجهی کند از روی حسابگری است و اگر تظاهر به عشق کند فکرش در جای دیگر است .مرد دیگر با آن تصوری که به زن های دیگر نگاه می کند یا با آن خیالی که ساعت نُه صبح به زن دیگر می نگرد به زن خود نگاه نمی کند.در تصور چنین زن ومردی جدایی و دوری  زیبا یی می آورد."

        شکی نیست جاذبه ای که میان زن ومرد از بدو خلقت بنیان نهاده شده است مهم ترین زمینه ی بر آورده شدن مهم ترین کارکرد اجتماعی خانواده می باشد و آن تولید نسل و بقاء بشر است تا علی رغم نسل کشی ها ،جنگ ها ، خونریزی ها،وبلا یای طبیعی که حیات بشری را همواره تهدید می نماید تضمینی در جهت حفظ جامعه ی بشری وتداوم سیر تکاملی آن باشد که البته وبا همین کشش و جاذبه عاشق ومعشوقی است که عشق معنایی اصیل می یابد وحائز احترام  می شود وبا هر عاملی که منجر به تضعیف مفهوم این عشق اصیل شود باید مبارزه کرد و بی تردید آزادی بی حد وحصر را در رابطه ی زن ومرد ، ازجمله این عوامل است که موجودیت بشر را مورد تهدید قرار می دهد.

 

   هنگامی که اکثرمردان وزنان ما بیشتر وقت خویش را در محل کار می گذرانند در محلی که مکان مراوده ی زن ومرد باشد ؛اگر زنان و مردان آن جایگاه را محل عرضه ی لطائف و زیبا یی های خود به یکدیگر قرار دهند و در این راه هم از دست ودلبازی کوتاهی نکنند و محل کارشان مکانی جهت رد وبدل کردن چشم ها وسخنان آلوده ی وسوسه آمیز و دلدادگی های دروغین باشد دیگر محیط خانواده چه جاذبه ای برای مرد وزن خواهد داشت؟و آیا همسر دائمی او تبدیل به امری تکراری و خسته کننده نخواهد گردید؟

        در واقع آنچه در گفتار ویل دورانت به چشم می خورد چنین تصوری نتیجه ی مراوده ی افراطی زنان ومردان است که مهر ومحبت را از محیط خانه خارج کرده وارضاء شهوانی را در  اداره ومحل کار جلوه گر ساخته است وبه جای کنترل تمایلات سر کش و طغیان آن،آنهارا به صورت خشن و غیر انسانی در آورده است چنانکه آمارها وگزارشات فراوانی از آمریکا موجود است که مبنی بر مزاحمت های جنسی برای خانم ها ی کارمند ی است که به نوع پوشش خود بی توجه بوده اند وحریم عفاف را در محیط کار حفظ ننموده اند ویا هدف باج خواهی وارعاب جنسی مدیران بالا دست و همکاران خود قرار گرفته اند.

     بنابراین ؛ارتباط آزاد زنان ومردان نه تنها حرص ولع شهوانی آنها را کاهش نمی دهد بلکه آن را تشدید نیز می نماید و تنها چیزی را که کم می کند یا بطور کلی از بین می برد عاطفه و عشق همسری است که بسیار خطرناک است.

     در اینجا لازم به تأکید است که اگر حدود مقرارت اسلامی مراعات گردد نه تنها خدشه ای به شخصیت زن وارد نمی آید بلکه از او موجودی موقّر وسنگین وبه مراتب محبوب تر خواهد ساخت ومطابق آنچه که در تیتر این بحث ذکر شد انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن منع شود وهم به سوی آن تحریک شود .یعنی تمنای چیزی را در وجود شخص بیدار کنند وسپس اورا از آن منع کنند .پس اگر هر چیزی در جامعه کمتر عرضه شود یا اصلا عرضه نشود حرص وولع هم نسبت به آن چیز کمتر خواهد شد.  

 

   

 

 

 

 

فرهنگ پوشش واصالت آن در اسلام

 

     اسلام از ظرایفی بهره مند است که موجب استحکام و گرمی خانواده می شود واز پیشرفت فساد وتباهی در جامعه جلو گیری می کند. اسلام معتقد است که میل جنسی نه میلی پلید است که باید به طور کلی با آن مبارزه کرد و نه باید آن را آزاد گذاشت بلکه اعتقاد اسلام هدایت این میل در مسیری صحیح است .

       گرچه اسلام همواره بر عفاف وکنترل نفس به عنوان مهم ترین عامل درونی برای پرهیز از انحراف تأکید می کند اما در مقابل تأکید می کند که جامعه نیز باید حتی المقدور از عوامل تحریک تهی شود زیرا نمی توان از یک طرف به خویشتنداری وعفاف توصیه کرد واز طرف دیگر زمینه را برای تحریک شهوت فراهم ساخت .این سفارش زمانی مؤثّر خواهد بود که محیط خارج نیز تا حدی عاری از عوامل تحریک باشد.از طرف دیگر افراد بسیاری وجود دارند که یارای مقاومت در برابر وسوسه ها را ندارند وبا اندک تحریکی از جاده ی عفاف خارج می شوند.روابط ازاد زن ومرد ،پوشش وآرایش تحریک آمیز ،فیلم ها ونشریات وموسیقی های مبتذل و محرک ،آتش غریزه را در درون انسان شعله ور می کند وباعث طغیان میل جنسی می شود.

 

 

 

                            

ضرورت پوشش

       با توجه به قدرت میل جنسی و آسیب پذیری انسان در این زمینه ، نمی توان تصور کرد که زنان ومردان در جامعه ، پوشش کافی نداشته باشند و در عین حال جامعه سلامت وعفت داشته باشد .هرچند در تعالیم اسلامی در مورد پوشش زنان بیشتر از مردان تأکید شده است اما توصیه های متعددی نیز وجود دارد که مردان ملزم به مراعات آنها هستند .تأکید اسلام بر "حیـــا"و مراعات آن در تمام شئون زندگی ،از جمله در لباس پوشیدن ،یکی از این موارد بوده است .اهمیت "حیا" در اسلام تا آنجاست که:

< پیامبر اکرم (ص) فرموده است:    "اَلحَیـــاءُ هُوَالدّینُ کُلِّهُ"    "حیاء تمام دین است".>

 

<و حضرت امام جعفرصادق(ع) می فرماید :"لا ایمانَ لِمَن لا حیاءَ لَهُ""کسی که حیاندارد ایمان ندارد".>

  

   استفاده از لباس های زننده ف عریان نمودن قسمت هایی از بدن و در حالت کلی استفاده از هر نوع لباس که منافات با عفت عمومی وحیا داشته باشد بر خلاف روح تعالیم اسلامی است.

 

چرا حجاب مخصوص بانوان است؟

 

   باید دقت داشت که خداوند آفرینش مرد وزن را یکسان ومشابه قرار ندادهوتفائت هایی از نظر روحی روانی در خلقت ان پدید آورده است . از جمله ، احساسات آن دو که نسبت به هم یکسان ومشابه نیست .در واقع تفاوت در احساسات آن دو نسبت به هم لازمه وضرورت استحکام پیوند زناشویی است.

      یکی از این تفاوت ها اینست که تلاش برای جلب توجه وتصاحب دلها در زن بسیار قوی تر است و دستور پوشش برای زن هم عمدتا برای جلو گیری از انحراف این میل طبیعی است .در مقابل ، به مردان نیز توصیه اکید شده است که در برخورد با زنان نگاه خود را حفظ کنند و حریم آنان را مراعات نمایند .

 

     در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:

 

" نگاه به نامحرم ، تیری است زهر آلود از ناحیه ی شیطان ، هرکه از ترس خدا آن را ترک گوید خدا به او ایمانی می دهد که شیرینیش را در دل احساس کند" "بحار الانوار؛ج104؛ص 38"

 

    در حدیثی از امام جعفر صادق (ع) آمده است که می فرماید ،حضرت عیسی (ع) به یاران خود فرمود:

 

 "از نظربازی بپرهیزید که آن بذر شهوت را در دل می کارد و صاحب خود را در فتنه وفساد می اندازد."

 

   پس توصیه ی حفظ نگاه و مراعات حریم برخورد با زنان برای مردان بدان علت است که بنا به خصوصیات خاص مرد وزن "چشم چرانی" در آنها بیشتر وخطر آن بزرگتر است .لذا می بینیم شرع نگاه کردن مرد به زن غیر مسلمان را بدون اندیشه ی جنسی حرام نکرده است .در حالی که نگاه کردن به زن مسلمان حتی اگر بدون قصد و نظر صورت گیرد تحریم شده است.واز این مهم تر حرمت نگاه کردن به عکس زن مسلمانی است که آشنا وبا عفت وعصمت است.اما اگر اهل نجابت وعفاف نباشد نگاه کردن عکس او حرمت ندارد.بنابر این ملاحظه می شود که ملاک حرمت نگاه کردن ،تحریک قوای جنسی  وشهوتی صرف نیست بلکه حرمت وشخصیت زن اصل وملاک قرار داده شده است .

   در مواردی که مواجهه ی زن ومرد لازم وضروری باشد ، زن ومرد باید مواظب گفتار و کردار خود بوده ورفتار کاملا جدی و متین داشته باشند .واین مورد به ویژه در مورد زنان از اهمیت بیشتری برخوردار است .

   

    در سخن گفتن نرمش زنانه وتحریک آمیز به کار نبرید که موجب طمع بیمار دلان گردد به خوبی وشایستگی سخن بگویید(احزاب/33)

 

 خداوند حتی در مورد راه رفتن زنان هم تذکر داده است که به گونه ای راه نروند که توجه مردان را بر انگیزند.(نور/31)

 

    ازینجا می توان دریافت که که جموعه ی حرکات ، طرز راه رفتن ، لباس پوشیدن، انتخاب رنگ لباس ، سخن گفتن ونوع گویش ، باید آمیخته با سنگینی ومتانت باشدکه موجب جلب توجه بیگانه وبر انگیختن توجه آنها نشود.گذشته ازینها نکته ی مهم در حفظ استقلال شخصیت در جنسیت افراد است .در اسلام همواره بر این موضوع تأکید گردیده است که زن مطابق با لطایف خلقت خویش وخلق وخوی زنانه خود رفتار کند ومرد نیز همچنین ،تا نظام خلقت از تعادل خود خارج نشود وجامعه دچار بی ثباتی نگردد.آنچه که کورد نظر است بعد روانی قضیه هست که هر یک از افراد در قالب هر جنسیتی که هستند نباید نسبت به جنس خود احساس حقارت داشته ویا احساس بیگانگی کند و هر یک خود را به شکل دیگری در آورد.در همین راستاست که اسلام همانند سازی زن ومرد را خصوصا "در لباس حرام کرده است واحکامی را در این زمینه به خود اختصاص داده است.در این زمینه روایات عدیده ای نقل گردیده که به چند مورد آن اشاره می کنیم.

 

عَن ابی جَعفَر (ع)قال:قال رسول الله (ص):

 

فی حَدیث لعن الله...المتشبهین مِن الرِجال بِالنّساء والمتشبهات مِن النساءبالرجال

                                                                                                                              (وسائل الشیعه ،ج 12،باب 87)

 

 

امام باقر (ع) از قول رسول اکرم نقل فرموده اند:خداوند لعنت کند مردانی را که خود را به زنان شبیه می کنند وزنانی که خود را به شکل مردان می سازند.

 

و امام علی (ع) نیز در همــان کتاب در حدیث 2 همین روایت را از قــول پیا مبر اکرم (ص)نقل فرموده اند.

 

-عَن سماعة بن مهران عن ابی عبدالله وابی الحسن علیهما السلام فِی الرجل یجرَ ثیابَه قال:"انی لا کره ان یتشبّه بالنساء

 

امام رضا (ع) در مورد مردی که لباسش به زمین کشیده می شد فرمودند :من همانند سازی به زنان را ناپسند می دانم.

                                                                                                                              (وسائل الشیعه،ج2،باب 13)

 

یا در همین منبع در باب 13 آورده شده است که :امام صادق (ع) فر مود:

پیامبر اکرم (ص) مردان را از همانند سازی در لباس به زنان وزنان را در همانند سازی به مردان منع می کردند.

 

لازم به یاد آوری است که ملاک در تشخیص تشابه و همانند سازی را در اسلام عرف تعیین می کند .واگر در زمان یا مکانی خاص لباس مخصوص زن یا مرد باشد حرام ودر غیر این صورت حرمت از بین خواهد رفت.

 

ثمرات عایت حریم در روابط زن ومرد

 

 

   رعایت دستورات ناب اسلام در حفظ حریم بین زن ومرد ثمرات چند جانبه ای در زندگی فرد و اجتماع دارد که در ذیل به آن پرداخته می شود؛

 

1-بار ارزشی حجاب برای زن

       زمانی که زن بر مبنای اصول در حفظ حریم بین زن ومرد کوشا باشد و خود را از دید ودسترس مردان دور نگاه دارد ارزش خود را در نظر مرد افزایش می دهد.

       در دیدگاه روانشناسی اجتماعی همیشه بر این نکته ی مهم تأکید می شود که مرد همواره در عمق روح خود از تسلیم ورایگان و سهل الوصول بودن زن نفرت دارد و بر این باوریم که مرد همیشه عزت و استغناء و بی اعتنایی زن را نسبت به خود می ستاید.لذا همواره میان دوری و عدم دستیابی از یک سو و ارزش آفرینی و گرانبهایی از سوی دیگر ،رابطه ای مستقیم وعمیق وجود دارد.

  

   زنان فطرتا"همیشه تلاش می کنند که خود را از دسترس مردان دور نگهدارند و زن در طول تاریخ برای حفظ مقام وموقعیت خود در برابر مرد ، با همین الهام فطری تلاش کرده که به چنین هدفی نائل شود.

    مجددا"در این رابطه بر این گفتار ویل دورانت در کتاب مشهور "تاریخ تمدن " اشاره می داریم که می گوید :

   " زنان به طور تجربی در یافتند که دست ودل بازی مایه ی طعن وتحقیر است .آنچه که بجوییم ونیابیم عزیز وگرانبها می شود."

   

    بی احترامی حقیقی به یک زن از جانب یک مرد تنها زمانی امکان پذیر است که آن مرد به دیده ی آلوده در او بنگرد.لذا تا زمانی که زن به غیر از آرایش وجمال ،  عامل برتر دیگری در خود نمی شناسد و مرد در اسارت غرائز حیوانی است ، انتظار حس احترام پاک نسبت به زن ، بیجا وبیهوده است.

 

2_امنیت وآرامش

   اثر رعایت حریم در روابط بین زن ومرد ایجاد امنیت وآرامش برای طرفین است . در طبیعت انسانی از نظر خواسته های روحی ،محدودیت در کار نیست .انسان روحا طوری آفریده شده است که طالب بی نهایت است . اگر خواسته های روحی در مسیر غرائز حیوانی قرار گیرد به هیچ حدی متوقف نمی شود به طوری که رسیدن به هر مرحله ای میل و طلب مرحله ی بعد را در انسان به وجود می آورد. لذا باید به این نکته نیز توجه داشت که اگر اجتماع به وسایل مختلف موجبات هیجان مداوم غریزه را فراهم کند و آنگاه بخواهد آن را آرام کند میسر نخواهد شد بلکه به تلاطم ونارضایتی غریزه با هزاران عوارض روانی وجنایات ناشی از آن افزوده خواهد شد .ازین رو لازمه ی دست یافتن به آرامش ، از بین رفتن شرایط تحریک آمیز در محیط است .

 

 

 

 

3- صلابت اجتماع

     

   باید بگویم فرهنگ هر سرزمینی مرز جدایی با دشمن است .فرهنگ است که به یک ملت ، هویت وشخصیت مستقل می بخشد.یک فرهنگ سالم می تواند سلامت جامعه راتأمین کند. فرهنگ پوشش یک قانون و واجب الهی است و مانند سایر قوانین و واجبات دینی واجد فواید ومصالحی است ودر این صورت،و تجاوز از آن به ضر خود انسان ویا انسان های دیگر تمام می شود.لذا محدودیتی که قانون برای آحاد انسانی ایجاد می کند مخالف آزادی شمرده نمی شود زیرا این محدودیت ها خود نوعی مصونیت محسوب شده وبه نفع همه ی انسان هاست . مهم این است که این قانون مبنای شرعی و یا عقلی صحیحی داشته باشد .

    

       البته قوانینی که بر اساس تجربه وعقل بشری وضع می شود.همواره می تواند با نواقصی همراه باشد ، از همین روست این گونه قوانین با گذشت زمان دستخوش تغییر قرار میگیرد .ولی وقتی خداوند قانونی را وضع کند بر مبنای دو ویژگی خاص اینکه ؛ اولا" خداوند با علم کامل قانونی را وضع میکند و ثانیا"منافع وسعادت همه ی بندگان درنظر گرفته می شود ؛ در مقابل چنین قانونی چه رفتاری شایسته است؟

        عده ای از نظریه پردازان اجتماعی بر این عقیده اندکه مراعات حریم بین زن ومرد باعث فلج شدن نیمی از افراد اجتماع می شو ، اما با ژرف نگری بیشتر می توان دریافت که با مراعات این حریم ، محیط اجتماع به کاروفعالیت معطوف شده ونیروی فعال جامعه به جای بهره برداری نفسانی از توان و ظرفیت افراد ، آن را در راه سازندگی به کار می گیرد.

 

          اگر زنان به جای صرف نیروی خود در خود آرایی و مدپرستی ، لباس ساده بپوشند و با پوشش اسلامی به مدرسه و دانشگاه و محیط کار بروند طبعا با راحتی و آسایش بیشتری می توانند فعالیت نموده و مدارج ترقی را طی کنند ، از سوی دیگر در چنین محیطی مردان نیز آرامش بیشتری داشته از انحرافات گوناگون مصون می مانند ونیروی خود را صرف سازندگی وفعالیت می کنند. علاوه بر این ، اگر خانم ها خود را مقید به خودآرایی و خودنمایی درجامعه نکنند و همواره اراستگی را با سادگی پیوند زده و در حد پوشش لازم در جامعه ظاهر شوند  ،  بسیاری از افات ناشی از مدپرستی در جامعه به خودی خود از بین می رود. بار مالی طاقت فرسایی که امروزه هزینه های سنگین مواد آرایشی و لباس های گران قیمت ، بخصوص با تغییرات مداوم مدها ، بر شانه ی اقتصاد خانواده ها تحمیل می کند  از نظرها دور نیست که بعضا منجر به اختلافات شدید خانوادگی می گردد و از سوی دیگر اگر زنانی نخواهند ویا نتوانند در این رقابت های ویرانگر شرکت کنند به دیده ی حقارت نگریسته می شوند. در صورتی که به واقع ، حقارت از آن کسی است که خود را و سرنوشت و شخصیت خود رابه دست مدسازان ومدپردازان سودجویی می سپارد که تنها به منافع خود می اندیشند.

 

      بی شک رواج مدپرستی در بین بانوان ، سبب اتلاف سرمایه های جامعه شده وبه اقتصاد فردی واجتماعی صدمات جبران ناپذیری وارد می سازد که صد البته تجربه نشان داده که در پشت همه ی این استحاله های فرهنگی تلاش استعمار در ترویج بی بند وباری دیده می شود تا فکر جوانان  را از باید های اندیشه به انحراف بکشانند و آنها را در جای دیگری در فرهنگ دیگری هضم کنند. چون وجود حریم در روابط  زن ومرد خصوصا" حجاب را مانعی بر سر راه مقاصد شوم خود می دیده و همواره با آن مبارزه  می کنند.زیرا با اندک توجهی ریشه بی حجابی در ایران  وسایر ممالک اسلامی با آنچه در اروپا دیده می شود بسیار متفاوت ارزیابی می شود وابعاد عمیق تری را در بر می گیرد.اگر بی حجابی و آزادی افراطی زنان در غرب را ناشی از عوارض انقلاب صنعتی غرب بدانیم که سیاست گزاران اقتصادی  جهت استفاده از نیروی کار ارزان ، به آن دامن زدند  در کشورهای اسلامی موضوع چیز دیگری است.استعمارگران اقتصادی ، اولین قدم در مستعمره های خود را در تهاجم فرهنگی برای نابودی فرهنگ ملت مورد ستم می دارند چرا که همانطور که در ابتدای بحث به آن اشاره کردم تنها چیزی که ملیت مستعمره را از استعمارگر جدا می کند فرهنگ است.

      در ترکیه ، اتاتورک ؛ در ایران رضاخان با حمایت انگلیس ، در الجزایر فرانسه از همین شیوه استفاده کردند.

     "فرانتس فانون"جامعه شناس مشهور درکتاب "انقلاب الجزایر یابررسی جامعه شناسی یک انقلاب" به بررسی نقش حجاب زنان الجزایری در مقابل استعمار فرانسه پرداخته است.او در این کتاب اشاره میکند که : سیاستمداران استعمار به این نتیجه رسیده  بودند که :

"اگر بخواهیم به تاروپود بافته ی جامعه ی الجزایری هجوم ببریم واستعداد مقاومت آنها را ازبین ببریم ،باید ابتدا زن ها را تحت تسلط خود در آوریم"ولذا" هرچادری که دور انداخته می شود ف افق جدیدی را که بر استعمار گر ممنوع بوده ،در برابر او می گشاید و پس از دیدن هر چهره ی بی حجابی ، امیدهای حمله ور شدن استعماتر ده برابر می شود."

      لذا دشمن ، این مرز ودر نتیجه استقلال فرهنگی را از بین می برد تا احساس حیثیت ملی وهویت ذاتی مستقل را از بین ببرد .اگر ملت استعمارشده ، مانند استعمارگر حرف بزند ، غذا بخورد، لباس بپوشد ، رفت وآمد کند ، معاشرت نماید ، تنها به آرایش فکر کند ، با ژست وقیافه های بیگانه در خود احساس سخصیت کند ، دیگر هیچ خطری برای دشمن نخواهد داشت .او بدین ترتیب هویت خود را از دست می دهد و بیگانه را نه تنها غریبه نمی داند ، بلکه او را الگو ومقتدای خود می شناسد  و هرگز به فکر جدایی وستیزه جویی با وی بر نمی آید.بناباین استعمارگر در اولین گام ، مرزهای فرهنگ بومی را بر می چیند کما اینکه استعمار انگلیس در دو کشور ترکیه و ایران که مرکز امپراطوری اسلامی و ظلم ستیزی تشیع بود به دست مهره های خود کمال آتاتورک ورضاخان ، بی حجابی را با زور سرنیزه به ملت مسلمان دو کشور تحمیل کرد تا بتواند مطامع استعماری خود را تأمین نماید.

 

 

 

 

۴-استحکام خانواده

    

      خانواده مرکز ثقل سلامت اعضای جامعه است وسعادت هر جامعه ای در گرو سعادت خانواده های آن است .خانواده از سویی کوچکترین واحد اجتماعی و در عین حال حیاتی ترین و ارزشمند ترین عنصر اجتماع است .در باره ی خانواده وجایگاه آن در سلامت جامعه واعتلای انسانی به کرات شنیده ایم و می دانیم که بیشتر بی سامانی های اخلاقی واجتماعی وحتی سیاسی به صورت بسیارعمیق ودقیقی با تزلزل خانواده ارتباط دارد.

     نظام روابط آزاد موجب می شود که اولا" جوانان تا جایی که ممکن است از تشکیل خانواده سر باز زنند وفقط هنگامی که نیروی جوانی وشور ونشاط آنها رو به ضعف وسستی است اقدام به ازدواج کنند که البته چیزی که می تواند مانع رشد این فرهنگ شود تعهد ایمانی مردم به حد و مرزی است که از جانب خداوند تعیین میشود زیرا مردم مطمئن هستند که این حد ومرز به نفع آنان خواهد بود .ثانیا" اگر خانواده ای تشکیل شود بنیان آن سست بوده وهر لحظه با احتمال از هم پاشیدگی روبرو می باشد.به عبارت دیگر ، وجود بی بند وباری در جامعه سبب می شود که آلودگی وفساد به درون خانواده ها راه یابد و آنها را از درون سست ومتلاشی سازد .با سست شدن بنیان خانوادگی ، عواطف در اجتماع کاهش می یابد و کمبود عواطف در جامعه زندگی افراد را خشک وبی روح می کند وبه نوبه ی خود بر میزان ناراحتی ها وجنایات و تبهکاری ها می افزاید وانسان را روز به روز از سعادت فردی واجتماعی دورتر می سازد.

   "پوشش در ادیان"

 

    

     بهتر است قبل از هر چیز بر این موضوع تکیه کردکه گرایش به پوشش وپاکدامنی یک گرایش فطری بوده  وبیشتر در قالب یک ارزش اخلاقی مورد توجه قرار می گیرد.زیرا هر چه  در تاریخ زندگی جوامع بشری در سرزمین های مختلف بیشتر توجه می کنیم می بینیم که انسان های پای بند به ارزش های اخلاقی ، همواره به پوشش در قالب یک سلاح و زره فولادین می نگریستند و در حد کامل ومتین از آن استفاده می کردند و هر قدر سطح ارزش های اخلاقی در آن جوامع پایین آمده پوشش مردان وزنان نیز در سطح پایین تری خود را نشان داده وشکل نامناسبی پیدا کرده است.

   از سوی دیگر همانطور که می دانیم حقیقت دین یکی است .

 

                                                    "قوله تعالی" "الدین عندالله الاسلام"

 

   

دین نزد خدا یکیست و آن اسلام است .که در عصر خاتمیت به کاملترین شکل خود دست یافته و عرضه گردیده است.لذا ادیان الهی با این مبنا همواره بر پوشش تاکید کرده و آن را لازمه دینداری دانسته اند.در کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت ج۱۲ ص ۳۰ آمده است:

 

"مطابق با ایین یهود زنان هنگام حضور در اجتماعات موی سر خود را می پوشاندند وبه حجاب پای بند بودند ."

 

      لذا هر کس اعتقاداتش به دین یهود بیشتر بود پایبندی او بر پوشش هم بیشتر می نمود.

       برخی بر اساس مجسمه های برجای مانده ،کتیبه ونقش برجسته های تاریخی چنین استنتاج کرده اند که سرما وگرما علت اصلی انتخاب پوشاک نبوده،بلکه علت آن حیا و پوشاندن شرمگاه بوده است . (عهد جدید ،ص336) و زنان ایرانی در دوره های مختلف از مادها ، هخامنشیان ،اشکانیان وساسانیان نیز ، دارای پوشش بوده اند.(مجله ی پیام زن ،مقاله ی انسان ؛پوشش وریشه های تاریخی،ج19،ص16)

 

       در آیین مسیحیت نیز پوشش جایگاه ویژه ای داشته وزنان معتقد می کوشیدن مانند حضرت مریم (س)موی خود را بپوشانند وبا حجاب وارد جامعه شوند.حتی همواره می بینیم که نقاشان مسیحی ، خصوصا تصویر پردازان قدیمی مسیحی ،تصویر حضرت مریم (س) را با حجاب وپوشش کامل می کشیدند.از سویی از گذشته تا حال دیده شده که زنان راهبه وقدیسه یکی از کامل ترین حجاب ها را انتخاب می کرده اند وپوشش خاصی را برگزیده اندکه این امر نشان دهنده ی این اعتقاد در نزد آنان است که بهره مندی از حجاب ، جلوه ای از دینداری بوده وعملی است که در بارگاه الهی مقبولیت بهتری دارد.ازسویی دیگروقتی به تاریخ ظهور مسیحیت در فلسطین برمی گردیم متوجه می شویم که اروپا در شرک وبت پرستی گرفتاربودومردم آداب ورسومی مشرکانه داشتندوزنان معمولا موی خودرا نمی پوشاندند .اما با ظهور مسیحیت و ورود آن به اروپا و گسترش تعالیم دین حضرت مسیح (ع)پوشاندن موی سر در میان زنان گسترش یافت هر چند در سده های اخیر پای بندی به تعالیم  دینی در پیروان ادیان یهودیت ومسیحیت کمتر نشده و سنت های حضرت موسی (ع)و حضرت عیسی (ع) مورد غفلت قرار گرفته وبه آن عمل نمی شود.بنابراین ؛ بی حجابی زنان غرب نه تنها جایگاهی در اندیشه ی مسیحیت حقیقی ندارد بلکه باز گشتی به سنت های مشرکانه ی قبل از حضرت مسیح (ع) محسوب می شود.

 

      در ایران قبل از اسلام که آیین زرتشتی رایج بود و مردم پیرو این آیین بودند زنان عموما با پوشش کامل در محل های عمومی رفت وآمد می کردند .حتی گفته اند که خشایارشاه پادشاه بزرگ هخامنشی ،از همسرش خواست که در روز جشن ازدواج بدون پوشش حضور یابد ،اما آن زن عفاف خود را بر ملکه ی ایران بودن ترجیح داد واین دستو را نپذیرفت و خشایار شاه نیز او را از دربار خود بیرون کرد.البته دردوره ی ساسانیان سخت گیری های زیادی نسبت به زن روا می داشتند که مربوط به نظام طبقاتی آن دوره می شد وربطی به آیین زردشت نداشت.

     

     در ادیان دیگر و عموم فرهنگ ها ، پوشش زنان به صورت یک اصل پسندیده مطرح بوده که کم تر قوم وملتی است که زنان آن پوشش مناسبی نداشته باشند .تفاوت ها بیشتر مربوط به چگونگی و حدود آن بوده است .

   

     اما در پایان این بحث می توان به اسلام کاملترین دین آسمانی اشاره نمود که در ادامه ی دعوت پیامبران الهی وبه طور کامل تر ودقیق تر بر عفاف زن مسلمان تأکید نموده وحدود پوشش اورا تعیین کرده است  که در این مجال قصد ندارم به احکام و جزییات آن اشاره ای کنم .اما تنها به ذکر این نکته بسنده می نمایم که فلسفه ی این پوشش وحجاب ها علاوه بر آنکه تضمینی در راستای تأمین سلامت جامعه می باشد ،از نظر فردی معیاری در تعیین میزان عزت نفس افراد محسوب می شود که هر چند در قالب یک وظیفه ی الهی است که هر چه کامل تر ودقیق تر انجام شود نزد خدا با ارزش تر و اثار وثمرات فردی واجتماعی آن افزون تر است و فرد را به رشد وکمال معنوی بالاتری می رساند وبر میزان کرامت نفس و منزلت زن نیز می افزاید.

 

         کلام آخر

 

    انسان در مقابل هر نعمت و موهبتی که از جانب پروردگار متعال به او می رسددو  مسئولیت دارد :

 

1-حفظ ونگهداری آن نعمت ؛

 

2-بهره برداری از آن نعمت در جهت رشد وکمال؛

   

       مطابق این حدیث از مولا علی (ع) که "اَنَّ المِراَةُ رَیحــــانَـــة لَیسَت بِقَهـــرَمانَــة" خداوند زنان را بیش از مردان از نعمت زیبایی بهره مند کرده است و همین نعمت پشتوانه ی مهمی برای وابستگی مرد به زن وتحکیم خانواده قرار داده است .لذا زنان به شکرانه ی این نعمت باید اولا" در حفظ زیبایی وطراوت خود بکوشند ،ثانیا" از این نعمت برای رشدوکمال خود و خانواده بهره ببرد و مصحت جامعه را که همان تحکیم بنیان خانواده باشد در نظر بگیرند.

 

   از طرف دیگر مردان نیز به این وظیفه یی خود باید اذعان داشته باشند که نگاه خود را باید همواره کنترل کنند ودامان خود را از گناه نگاه دارند .زیرا اگر مردی ،پاکی وتقوا نداشته باشد وبا نگاه خود نامحرم رازیر نظر بگیرد ،مقدمات گناهان بزرگتر را فراهم می کند وممکن است نتواند خود را از لغزش حفظ نماید.

 

      این مسئولیت ها زمینه ساز منشأ تفاوت پوشش زنان ومردان است که خود فواید وثمراتی دارد که ابتدا به خود زن وسپس به جامعه می رسد.

 

 

       بار الها !ما را به وظایفمان آشنا گردان ویک لحظه ما را  به خودمان وامگذار

                                                                                                          

                                                                                                    "آمین یا رب العالمین"

 

 

 

منابع و مآخذ جهت برآورد نهایی

 

    1-قرآن کریم

 

    2-نهج البلاغه

 

    3-استنباط از فحوای کلام در نهج الفصاحه؛

 

    4-       ..      ..     ..       ..    .. در کتاب غررالحکم ودرر الکلم؛

 

    5- وسایل الشیعه ج 12

 

    6-بحا رالنوار ج 104

 

    7-کتاب انقلاب الجزایر –فرانتس فانون

 

    8- کتاب لذات فلسفه – ویل دورانت؛

 

    9-فرهنگ جامعه شناسی آبراهام لینکلن؛

 

   10 -کتاب تاریخ تمدن – ویل دورانت (جامعه شناس ونظریه پرداز علوم اجتماعی)؛

 

   11- کتاب عهد جدید؛

 

   12- مجله ی پیام زن

 

 

 

   این مقاله جهت شرکت در مسابقه ی سراسری طرح پرسش مهر جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران پیرامون "حجاب وعفاف "تدوین گردیده و امید دارم که این موضوع بهانه ای برای جلب افکار واعتقادات نو یی باشد که بتواند راه گشای شناختی عمیق از مفهوم عفت فردی وعمومی قرار گیرد. هر چند این تلاش گامی اندک در تبیین این موضوع گسترده است اما هدف این حقیر بیشتر بر این محور بوده است که مطالعه ی این مقاله تحریض کننده ی جوانان ما به شناخت بیشتر از پوشش اخلاقی وانسانی آنان باشد و بعد از این که روشنگری خاصی اتفاق بیفتد آنان را در انتخاب پوشش اصلح یاری نماید .چه این امر  امری الهی بوده وفرمانی است از سوی پروردگار یکتای دانا تا بتوان حیات  و سلامت جامعه و انسان ها را در سایه ی آن تضمین نمود و گامی در راستای اشاعه ی فرهنگ امر به معروف برداشت که همیشه مقدم تر از شناساندن منکرات در اسلام مطرح می شود.باشد که به این سلامت فردی واجتماعی نائل شویم .و زمینه را برای ظهور حضرت بقیه الله الاعظم فراهم سازیم .انشاءالله تعالی

                                                                 (بهمن ماه سال یکهزاروسیصد وهشتاد وشش)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:43  توسط حریم  | 

 
head>